علامه طباطبایی
پنج شنبه - 2017 دسامبر 14 - 26 ربيع الاول 1439 - 23 آذر 1396
ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 203982
تاریخ انتشار : 15 اسفند 1395 6:2
تعداد مشاهدات : 246

استاد مطهّری و ادراکات اعتباری علاّمه طباطبائی(ره)4

یکی از موضوع های اصلی در انسان شناسی، مسئلة معرفت انسان است که چالش های زیادی در این بحث مطرح هستند؛ از جمله اینکه آیا اساساً انسان توانایی کسب معرفت را دارد؟ اگر انسان توانایی کسب معرفت را دارد، از چه طریق و به چه صورت معرفت برای او حاصل می شود؟ آیا چیزی با عنوان فطرت وجود دارد؟..




نقد و بررسی

از آنجا که فلسفه نسبتی با زمان دارد و کوشش فلاسفه به سوی زمانه است، متفکّر واقعی باید بیش از همه گوش به زمانه سپارد که یکی از این موارد، پرداختن به پرسش هاست. در طول تاریخ و در همة فرهنگ ها، متفکّرانی بودند که با این پرسش ها درآویخته اند. در عالم ما ایرانیان، به نظر می رسد علاّمه طباطبائی شخصیّت بی نظیر باشد که ضمن تضلّع بر فلسفة اسلامی ، با مسئلۀ تکثّر ادراکات و تکثّر فرهنگ ها به صورت جدّی روبه رو شده است و کوشیده تا طرحی فلسفی برای پاسخ به آن عرضه کند. علاّمه یگانه متفکّر معاصر ایران است که با وجود برخاستن از جهان فکر اسلامی ، سعی در تجربة جهان های دیگر هم داشته است. به نظر می رسد در پی چنین تجاربی، است که وی در صدد طرح مبانی دیگری برای فلسفه بود تا تنوّع و تکثّر موجود در عالم انسانی را توضیح دهد. علاّمه طباطبائی(ره) تشنة آشنایی با عوالم متفاوت بود.  گسترة عالم انسانی را بسیار وسیع تر و متنوّع تر از هم کسوتان خود می دید که در سنّت های فلسفی، عرفانی و کلامی رشد کرده بودند. به همین علّت باید برمبنای سنّتی که بدان تعلّق خاطر داشت، زمینة گشوده شدن و درک دیگران را فراهم می کرد. او بیش از معاصران خود به التزام به هویّت خویش و درعین حال خروج از اعتقادات و التزامات خود قادر بود و می توانست با دیگران همراهی کند تا به مناطق فکری مشترک برسند، چراکه مهم ترین موضوع برای گفتگوی متفکّران برخاسته از فرهنگ ها و سنّت های مختلف، یافتن مناطق مشترک است و توان علاّمه برای همراهی و گفتگو در مناطق مشترک، فکر بی نظیر است. بحث ادراکات اعتباری حاصل تفکّر ایشان در همین راستاست. رمز مخالفت بسیاری از معاصران علاّمه با این بحث، نرسیدن آنان به پایة تفکّری بوده است که او در آن واقع شده بود. علاّمه طباطبائی(ره) به دریافتی کاملاً  متفاوت از عالم و آدم و به تبع آن، ادراکات رسیده بود. او با توجّه به سنّتی فلسفی که در آن رشد کرده بود، برای بیان دریافت خود کوشیده است. در حالی که فلسفة اسلامی در تاریخ خود بیشتر در پی ادراکات حقیقی بوده و هست، و از این روی، تنها بر اساس داشته های فرهنگی خویش می اندیشد و هنوز تکثّر برایش اهمیّت پیدا نکرده است، علاّمه طباطبائی(ره) با عطف نظر به ادراکات اعتباری راه توجّه و گفتگو با دیگر اندیشه ها و فرهنگ ها را گشوده است. در نقد و بررسی نظریّة ادراکات اعتباری علاّمه طباطبائی(ره) و دشواری مفاهیم شکل گرفته در این  نظریّه می توان گفت مقالة «ادراکات اعتباری» از چندین نظر دشوار است و جای بحث دارد. مقالة مذکور به نوعی مجمل است و زبان فنّی فلسفی ندارد. از سوی دیگر، در این مقاله، سوابق مطالب نیز ارائه نشده اند و جایگاه نظام فلسفی در آن معلوم نیست و به بیان بهتر، این مقاله با سیاق دیگر نوشته های فلسفی علاّمه طباطبائی(ره) سازگاری ندارد. برای مثال، علاّمه طباطبائی(ره) در دیگر آثار خود، مانند مقدّمة کتاب های بدایة الحکمة و نهایة الحکمة به شکل مشابهی وارد مباحث می شود، امّا این بیان در باب ادرکات اعتباری، شکل متمایزی دارد. به  همین دلیل است که شاگردان برجستة او نیز دربارة این مقاله اظهار نظر زیادی نکرده اند و اگر مانند شهید مطهّری نیز نظری داشتند، با نظر علاّمه طباطبائی(ره) همدلانه نبوده است.  البتّه با وجود اظهار نظرهای مختلف دربارة این مقاله، علاّمه طباطبائی(ره) هرگز در آن تجدید نظر  نکرد و اعتنایی نسبت به انتقادات نداشت. از این رویکرد علاّمه می توان چنین استنباط کرد که اساساً نظریّة او در باب ادراکات، یک نظریّة یقینی بوده است.

در مقالة اوّل از کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم نیز مواجهة انسان با موجودات پیرامونش از سنخ شناخت است، هرچند که در این سنخ از شناخت نیز خطا وجود دارد. بنابراین، نیازمندی به فلسفه احساس می شود.  البتّه اینکه مواجهه ما با جهان، مواجهه ای از سنخ آگاهی باشد، در واقع، ویژگی نظام های مابعدالطّبیعه است، امّا در ششمین مقالة این کتاب به نام «ادراکات اعتباری»، مواجهة انسان با جهان از سنخ زندگانی است و به بیان علاّمه، گویی هر فرد یک واحد زندگانی است که بر حسب طبیعت جبراً اعمالی را انجام می دهد و بعد می میرد. بنابراین، پیشینة شناخت و آگاهی که در سایر آثار علاّمه وجود دارد، در این مقاله دیده نمی شود، بلکه هر شناختی در عالم از نوع مواجهة زیستی است. به اعتقاد علاّمه، انسان مانند دیگر موجودات، فعّالیّت های زیستی دارد که شالودة آنها یک اضافة تکوینی است. بنابراین، میان انسان و امور در طبیعت که متعلّق به این اضافة تکوینی است، نسبتی وجود دارد. این اضافة تکوینی امری ضروری است که علاّمه از آن به جبر تعبیر کرده است. همچنین در بخشی دیگر، فعّالیّت های زیستی هر موجود زنده ای با عنوان «فعل محصّل» بحث می شود که در واقع، هویّت موجود زنده در همین سیر رقم می خورد و دربارة همة حیوانات وجود دارد، امّا دربارة انسان، این فصل ناطقه است، لذا تمام فعّالیّت های زیستی انسان بر پایة نفس ناطقه شکل می گیرد که اقتضای آن شناخت و آگاهی است.

در نگاه علاّمه طباطبائی(ره)، نفس نسبت به بدن احاطة وجودی دارد. بنابراین، تمام فعّالیّت های زیستی در بدن برای نفس در حُکم علم حضوری دریافت می شود؛ یعنی نفس این ویژگی های زیستی را بدون واسطه درمی یابد. علم حضوری در ساحت خودش باقی نمی ماند و خود را در عرصة علم حصولی نیز ظاهر می کند و درست در همین نقطه است که اعتبار معنا می یابد و علاّمه طباطبائی(ره) نیز در این مقطع، از  مفهوم «اعتبار» استفاده می کند. اعتباری که او مدّ نظر دارد، از جنس تمثیل و استعاره است که به قوّة وهم و خیال بازمی گردد. قوّه وهم جابه جایی حدود را ایجاد می کند؛ یعنی میان «مشبّه» و «مشبّهٌ به» این همانی را برقرار می کند. بنابراین، ساحتی از ادراک به نام ساحت اعتبار گشوده می شود و در این راستا، آنچه به تمامیّت می رسد، وجود انسان است.

علاّمه با مسئلة تکثّر فرهنگ ها، مِلَل و اندیشه ها روبه رو بوده است. از این رو، طرح ادراکات اعتباری او نتیجة مواجهة وی با تکثّر است، گرچه جهت گیری علاّمه و شهید مطهّری در مواجهه با تکثّر، متفاوت است. گفتگوی میان این استاد و شاگرد بسیار آموزنده است و نشان دهندة دو جهت گیری مختلف در مواجهه با تکثّر است. علاّمه اصل تکثّر را می پذیرد و در تفسیر اساس تکثّر به آنچه که در فلسفه فرهنگ رخ داده، نزدیک شده است، امّا شهید مطهّری از بین همة شاخه های فلسفة مدرن، به فلسفة تاریخ نزدیک شد، چراکه شبیه ترین حوزة فلسفی به فلسفة فرهنگ، فلسفة تاریخ است و این دو بُعد از مواجهه با تکثّر، به اندیشه درآمد و به گونه ای بسط پیدا کرد و به نظام های فکری تبدیل شد. اینکه مرحوم مطهّری در بین همة شاخه های فلسفة مدرن به فلسفة تاریخ نزدیک شد، پاسخ شهید مطهّری به پدیدة تکثّر است. بین بحث ادراکات اعتباری و فلسفة تاریخ استاد مطهّری یک رابطه وجود دارد و به گونه ای پاسخ به پدیدة تکثّر است، حتّی شهید مطهّری این مسئله را با قرآن پیوند می دهد؛ یعنی کوششی متافیزیکی و فروکاستن تکثّر به وحدتی است که آن وحدت جایی است که متفکّر ایستاده است، امّا پاسخ علاّمه طباطبائی(ره) چنین نیست (ر.ک؛ مصلح، 1392: 1211).

استاد مطهّری عیب کار علاّمه در نظریّة اعتباریّات را این می داند که این نظریّه در آثار قدما سابقه ندارد، امّا بر عکس، این را می توان مزیّت کار علاّمه طباطبائی(ره) نیز دانست. مطهّری دغدغة جاودانگی اخلاق و دین دارد که  البتّه دغدغة کلامی مهمّی است، امّا علاّمه دغدغة تنوّع و  تکثّر اخلاق، دین و فرهنگ دارد که دغدغة فلسفی زمان ماست. اگر این دغدغه پاسخی بیابد، دغدغة جاودانگی هم صورت دیگری پیدا می کند. می توان دغدغة جاودانگی را بعد از تأیید تکثّر به صورت دیگری پاسخ داد. اهمیّت نظریّة علاّمه در این است که می توان با هر متفکّر دگراندیشی وارد گفتگو شد. در واقع، آغاز بحث از اعتباریّات، آغازکردن از جایی است که از صرفِ وجود طبیعی فرامی رود و فرهنگ آغاز می شود. با توجّه به زمینه های پیدایش تفکّر فلسفی دربارة فرهنگ که از قرن هجدهم آغاز شد، می توان بحث اعتباریّات علاّمه را آغازی برای ورود به فلسفة فرهنگ دانست. برای آغاز چنین بحثی باید پذیرفت که قلمرو اعتباریّات همان قلمرو فرهنگ است و به همین دلیل، مهم ترین بخش بحث، توجّه به قلمروی است که در سنّت تفکّر اروپایی «فرهنگ» نامیده می شود. بر این اساس، بازخوانی نظریّة علاّمه در حوزة اعتباریّات، مبنایی درخور برای ورود به مباحث فلسفة فرهنگ است؛ به بیان دیگر، نظریّة اعتباریّات علاّمه را می توان مبنایی محکم برای پاسخ به پرسش هایی دانست که در حوزة فلسفة فرهنگ به اندیشه درآمده است. به نظر می رسد وسعت نظر علاّمه در فهمیدن و شنیدن اندیشه ها و سخنان برخاسته از جهان های دیگر باعث طرح نظریّة ادراکات اعتباری شده است.

نتیجه گیری

علوم و ادراکات اعتباری، گرچه منشاء هستی شناختی دارند و از خارج الگو می گیرند، امّا از خارج حکایت نمی کنند، بلکه مقام آنها مقام جعل و اعتبار است. در نظریّة ادراکات اعتباری از یک سو به عقلانیّت جمعی می رسیم و رئالیسم مطرح در این نظریّة تعاملی است، چراکه دریافت ما از واقعیّت دریافت کلّی است و در تعامل با واقعیّت، تصحیح و متکامل می گردد. بر این اساس، قوای فعّالة انسان، وی را برای نیل به مقاصد و کمالات خود برمی انگیزد و عقل برای رسیدن به آن غایات، راه را نشان می دهد، چراکه میان طبیعت انسانی و نیز خواصّ و آثار طبیعی و تکوینی، یک سلسله ادراکات میانجی وجود دارد که ابتدا طبیعت آنها را می سازد و به دستیاری آنها، خواصّ و آثار خود را در خارج بروز می دهد. این افکار میانجی، همان ادراکات اعتباری هستند و علامت و ضابط کلّی آنها این است که نسبت «باید» یا وجوب اعتباری را می توان در آنها فرض کرد، در حالی که علوم و ادراکات حقیقی برآیندِ فعل و انفعالات حاصل میان مادّة خارجی با حواسّ و ادوات ادراکی ما هستند که متناسب با تأثیر جهان خارج بر ابزار ادراکی، از خارج حکایت می کنند و نتیجة مستقیم این تبیین، واقع نمایی اجمالی علوم و ادراکات حقیقی است. علاوه بر این، بر مبنای اصل متابعت علم، از آنجا که انسان به متن واقع خارجی دسترسی ندارد، به علم خود از واقعیّت خارجی اعتبار می دهد. بنابراین، بحث و گفتگوی اجتماعی و تعامل فکر و اندیشه، موقعیّت خاصّی در فهم، دریافت و کشف حقیقت دارد و تنها تفکّر فردی برای رسیدن به حقیقت و پاسخ به مسائل فکری و حقایق دین کافی نیست. همچنین مهم ترین پرسشی که در ادراکات اعتباری پاسخ می یابد، توضیح تکثیر ادراکات انسان و به تبع آن، تبیین ماهیّت گزاره های اخلاقی است؛ با این بیان که سخن علاّمه، به ویژه آنجا که برای اعتباری بودن حُسن و قُبح استدلال می کند و نیز با توجّه به اینکه این اعتباریّات ریشه در احساسات و تغییرها و نه در تکوینیّات و ثوابت دارند، ناخودآگاه به نسبیّت گرایی هنجاری در احکام و اصول اخلاقی می رسد، هرچند که استاد مطهّری سعی در ثابت نگاه داشتن پایه های اخلاقی با قبول و جمع نظریّة اعتباریّات دارد.

در نتیجه، مایة اصلی توجّه به ادراکات اعتباری علاّمه طباطبائی(ره) بیشتر معرفت شناسانه است، گرچه ظرفیّت های عمیق این بحث در قالب  بهترین کوشش برای گسترش مبانی فلسفة اسلامی به منظور فهم عالم مدرن و معاصر و نیز درک ژرف تر مناسبات حاکم بر آن غیرقابل انکار است، به گونه ای که قرار گرفتن این بحث در ادامة مبحث پیدایش کثرت در ادراکات، حکایت از مواجهة علاّمه با یکی از مسائل اصلی دورة مدرن، یعنی درک اسباب تکثّر در فرهنگ ها، ارزش ها و هنجارهای غالب در تاریخ و عالم انسانی دارد. از این رو، طرح ادراکات اعتباری علاّمه طباطبائی(ره) نتیجة مواجهة او با تکثّر است، گرچه جهت گیری علاّمه و شهید مطهّری در مواجهه با تکثّر متفاوت است.

مراجع

ابراهیمیان، سیّد حسین. (1378). معرفت شناسی از دیدگاه برخی از فلاسفة اسلامی و غربی. چاپ دوم. قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.

جوادی، محسن. (1375). مسئلة باید و هست. قم: دفتر تبلیغات حوزة علمیّة قم.

ــــــــــــــ . (1382). «توجیه جاودانگی اصول اخلاقی بر مبنای نظریّة اعتباریّات از دیدگاه شهید مطهّری». قبسات. شمارة 30 و 31. صص 68ـ53.

ــــــــــــــ . (1374). «جاودانگی اصول اخلاقی و نظریّة اعتباریّات». معرفت. شمارة 15. صص 26ـ22.

سروش، عبدالکریم. (1369). «بحث تطبیقی دربارة ادراکات اعتباری». تفرّج صنع. تهران: سروش. صص 365ـ343.

ـــــــــــــــــ . (1358). «پژوهشی در ارتباط علم و اخلاق». دانش و ارزش. چاپ دوم. تهران: انتشارات یاران.

سلیمانی، فاطمه. (1385). «جایگاه ادراکات اعتباری در زندگی بشری». حکمت سینوی. شماره 32 و 33. صص 55ـ33.

طباطبائی، سیّد محمّدحسین. (1380). اصول فلسفه و روش رئالیسم. ج 2. مقدّمه و پاورقی به قلم استاد شهید مرتضی مطهّری. چاپ دوازدهم. تهران: انتشارات صدرا.

ــــــــــــــــــــــــــ . (بی تا). «رساله ای در علم». مجموعة رسائل. ج 2. ترجمة آیت الله محمّد محمّدی گیلانی. ص 147ـ123.

ــــــــــــــــــــــــــ . (بی تا). المیزان فی تفسیر القرآن. ج 2، 3 و 4. قم: منشورات جماعة المدرّسین فی الحوزة العلمیّة فی القم المقدّسة.

مصلح، علی اصغر. (1392). ادراکات اعتباری علاّمه طباطبائی و فلسفة فرهنگ. تهران: روزگار نو.

مطهّری، مرتضی. (1383). مجموعة آثار. ج ۶. چاپ دهم. تهران: انتشارات صدرا.

ــــــــــــــ . (1376). مجموعة آثار. ج 13. چاپ سوم. تهران: صدرا.

ــــــــــــــ . (1371). فلسفة اخلاق. قم: انتشارات صدرا.

یزدانی مقدّم، احمدرضا. (1387). «حرکت جوهری و ادراکات اعتباری با نگاه به اندیشة فلسفی سیاسی علاّمه طباطبائی». مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی . شمارة 39. صص 139ـ115.

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

درباره علامه محمد حسین طباطبایی

علامه طباطبائی، فیلسوف، عارف، مفسر قرآن، فقیه و اسلام شناس قرن بود. مظهر جامعیت، اوج اندیشه، بلندای معرفت، ستیغ صبر و شکیبایی و سینه سینای اسرار اولیای الهی بود. زمین را هرگز قرارگاه خود نپنداشت؛ چشم به صدره المنتهی داشت و سرانجام در بامدادی حرن انگیز چهره از شیفتگان و مریدان خود مستور ساخت و آنان را که از شهد کلام و نسیم نگاه و فیض حضورش سرمست بودند در حسرتی ابدی باقی گذارد.
allameh@allametabatabaei.ir
021-81202451
تهران، بلوار کشاورز، خیابان شهید نادری، نبش حجت دوست، پلاک 12