علامه طباطبایی
يکشنبه - 2017 دسامبر 17 - 29 ربيع الاول 1439 - 26 آذر 1396
ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 225060
تاریخ انتشار : 27 آبان 1396 18:25
تعداد مشاهدات : 35

حالات و سیرۀ علامه طباطبایی در زیارت امام رضا علیه السلام

در این مقاله که از منابع معتبر جمع آوری شده است با حالات و سیرۀ عارف کامل حضرت علامه آیت الله حاج سید محمد حسین طباطبایی رحمة الله علیه، صاحب تفسیر المیزان در رابطه با تشرّف و زیارت حضرت علی بن موسی الرضا علیه ‎السلام آشنا می شویم.



علامه طباطبایی اعلی الله مقامه الشریف می فرمودند: همه امامان علیهم السلام لطف دارند، اما لطف حضرت رضا علیه السلام محسوس است.

و در نقلی دیگر، بیان می دارند: همه امامان معصوم علیهم السلام رئوف هستند، اما رأفت حضرت امام رضا علیه السلام ظاهر است.

و نیز می فرمودند: انسان هنگامی که وارد حرم رضوی علیه السلام می شود، مشاهده می کند که از در و دیوار حرم آن امام رأفت می بارد.

مرحوم حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه از أخصّ شاگردان علامه طباطبایی می فرمودند: در تابستان ها از قدیم الایّام رسم علامه طباطبایی این بود که به زیارت حضرت ثامن الائمّه علیه السّلام مشرّف مى‏ شدند و دوران تابستان را در آنجا مى ‏ماندند؛ و أرض أقدس را بر سائر جاها مقدّم مى ‏داشتند، مگر در صورتِ محذور. در أرض اقدس هر شب به حرم مطهّر مشرّف مى‏ شدند، و حالت التماس و تضرّع داشتند و هر چه از ایشان تقاضا مى‏ شد که در خارج از مشهد چون طُرقبه و جاغَرْق سکونت خود را به علّت مناسب بودن آب و هوا قرار دهند، و گهگاهى براى زیارت مشرّف گردند ابداً قبول نمى ‏کردند، و مى ‏فرمودند: ما از پناه امام هشتم جاى دیگر نمى ‏رویم. (مهر تابان)

حضرت علامه طباطبایی قدس الله نفسه الزکیّه حتی در پنج شش ماه آخر عمر با همه کسالتی که داشتند به مشهد مشرّف شدند. یکی از بستگان نزدیک ایشان نقل می کند که با آغوش باز با آن کهولت سنّ و کسالت، جمعیت را می شکافت و با علاقه ضریح را می بوسید و توسّل می جست که گاهی به زحمت او را از ضریح جدا می کردیم.

علامه می فرمودند: من به حال این مردم که این طور عاشقانه ضریح را می بوسند، غبطه می خورم.

فرزند علامه طباطبایی نقل می کردند: در سال آخر حیاتشان به دلیل کسالتی که داشتند و بنا به تأکید و توصیه پزشکِ مخصوص نمی خواستیم که ایشان به مشهد مقدس بروند. ولی ایشان اصرار داشتند و رفتند. پس از مراجعت از مشهد، به ایشان گفتم سرانجام به مشهد رفتید، فرمود: پسرم، جز مشهد کجاست که آدم بتواند دردهایش را بگوید و درمانش را بگیرد؟!

یکی از شاگردان علامه طباطبایی می گوید: هیچ به خاطر ندارم که از اسم هر یک از ائمه علیهم السلام بدون ادای احترام گذشته باشند. در مشهد که همه ساله مشرّف می شدند و تابستان را در آنجا می ماندند، وقتی وارد صحن حضرت رضا علیه السلام می شدند، بارها می دیدم که دست های مرتعش را روی آستانه در می گذاشتند و با بدن لرزان از جان و دل آستانه در را می بوسیدند.

یک بار علامه می خواستند به روضه رضوی علیه السلام مشرف شوند. به ایشان عرض می شود:  آقا! حرم شلوغ است؛ وقت دیگری بروید!  می فرمایند: خُب، من هم یکی از این شلوغها! و می روند. مردم هم که ایشان را نمی شناختند تا راهی برایشان بگشایند و در نتیجه، هر چه سعی می کنند که دستشان را به ضریح مبارک برسانند، نمی شود و مردم ایشان را به عقب هل می دادند. وقتی بازمی گردند، اطرافیان می پرسند: چطور بود؟ می فرمایند: خیلی خوب بود! خیلی لذت بردم!

یکی از شاگردان از زبان علامه طباطبائی اعلی الله مقامه الشریف نقل می کند که روزی در سفر مشهد یکی از حاضرین از ایشان پرسید: شما هم به حرم می روید؟ علامه پاسخ داد: آری

آن فرد پرسید: آیا شما هم مثل عامّه مردم ضریح حضرت را می بوسید؟! علامه فرمود: نه تنها ضریح، خاک و تخته در حرم را و هر چه متعلق به اوست می بوسم.

بوى لطف او بیابانها گرفت                   ذره هاى ریگ هم جانها گرفت

یکى از ارادتمندان علامه طباطبایی رحمة الله علیه، هنگام تشرّف ایشان به مشهد، قصیده ى مفصلى گفته بود که مطلع آن چنین است :

او سوى دیار یار، رو کرد همى         در خم عشق بر سبو کرده

در کوى نگار معتکف گشته              از وى همه کسب آبرو کرده

این فرد مى گوید: پس از بازگشت به حضورشان رسیدم ، علامه تمام شعر را خواند، وقتى که به بیت مزبور رسید، قطرات اشک از چشمانش سرازیر شد و با گریه فرمود :ما همه ى آبروى خود را از محمد صلى الله علیه وآله و آل محمد علیهم السلام کسب کرده ایم. (مکتب اسلام ، سال 21، شماره  10، ص 35)

نور خورشید و مه از عشق است عشق                        شور درویش و شه از عشق است عشق

زمانی نویسنده مشهوری بوسیدن ضریح امامان علیهم السلام و این قبیل احترام نهادن ها را تشنیع می کرد. وقتی سخن او را به مرحوم علامه در حرم رضوی علیه السلام عرض کردند، ایشان فرموده بودند: اگر منع مردم نبود، من از دم مسجد گوهرشاد تا ضریح زمین را می بوسیدم.

نقل است روزی در صحن حرم امام رضا علیه السلام شخصی به علامه که اصلاً اذن نمی داد کسی دست ایشان را ببوسد، عرض کرد: از راه دور آمده ام و می خواهم دست شما را ببوسم. علامه فرمود: زمین صحن را ببوس که از سر من هم بهتر است!

تا صد سخن به نیم نگه بازگویمت                  ناز آفرین من به نگاهم نگاه کن

گاهى از محضرشان التماس دعایى در خواست مى شد، مى گفتند: بروید از حضرت بگیرید، ما اینجا کاره اى نیستیم ، همه چیز آن جاست .(یادها و یادگارها، ص 92)

حجت الاسلام معزّی نقل می کند که یک بار در ایام طلبگی به مشهد رفته بودم و در صحنهای حرم رضوی علیه السلام قدم می زدم و به بارگاه امام می نگریستم اما داخل رواقها و روضه نمی رفتم. ناگهان دست مهربانی بر روی شانههایم قرار گرفت و با لحنی آرام فرمود: حاج شیخ حسن! چرا وارد نمی شوی؟! نگاه کردم و دیدم علامه طباطبائی است.

عرض کردم: خجالت می کشم با این آشفتگی روحی بر امام رضا علیه السلام وارد شوم. من آلوده کجا و حرم پاک ایشان کجا! آنگاه مرحوم علامه فرمود: طبیب برای چه مطب باز می کند؟ برای این که بیماران به وی مراجعه کنند و با نسخه او تندرستی خود را بیابند. این جا هم دارالشفای آل محمد علیهم السلام است. داخل شو که امام رضا علیه السلام طبیب الأطباء است.

حجت الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی نقل می کردند: بسیار دیده می شد که علامه طباطبایی رحمة الله در صحن بزرگ روبروی پنجره فولاد و گنبد می نشستند و ساعت ها به گنبد خیره می شدند و می فرمودند: معدن نور است.

بنازم به بزمِ محبت که آنجا               گدایی به شاهی مقابل نشیند

اللهم صل علی علی بن موسی الرضا و علی آبائه و أبنائه


منبع: سایت گوهر معرفت


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

درباره علامه محمد حسین طباطبایی

علامه طباطبائی، فیلسوف، عارف، مفسر قرآن، فقیه و اسلام شناس قرن بود. مظهر جامعیت، اوج اندیشه، بلندای معرفت، ستیغ صبر و شکیبایی و سینه سینای اسرار اولیای الهی بود. زمین را هرگز قرارگاه خود نپنداشت؛ چشم به صدره المنتهی داشت و سرانجام در بامدادی حرن انگیز چهره از شیفتگان و مریدان خود مستور ساخت و آنان را که از شهد کلام و نسیم نگاه و فیض حضورش سرمست بودند در حسرتی ابدی باقی گذارد.
allameh@allametabatabaei.ir
021-81202451
تهران، بلوار کشاورز، خیابان شهید نادری، نبش حجت دوست، پلاک 12