علامه طباطبایی
يکشنبه - 2017 دسامبر 17 - 29 ربيع الاول 1439 - 26 آذر 1396
ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 225840
تاریخ انتشار : 5 آذر 1396 12:34
تعداد مشاهدات : 49

خاطرات آیت الله مسعودی خمینی از علامه طباطبایی

آیت الله مسعودی خمینی فردی سراغ علامه رفت و از ایشان پرسید که درست است تاکنون هیچ مسئله ای در حکمت، اصول، فقه، فلسفه و... برای شما قابل حل نباشد؟ علامه کمی تامل کرد و مقداری اشک در چشمانش جمع شد و گفتند: بله تا امروز به یاری حق هیچ مسئله ای نبوده که برای من لاینحل باشد.

آیت الله مسعودی خمینی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه که از شاگردان علامه طباطبایی بود، به بیان خاطراتی از این مفسر بزرگ قرآن کریم پرداخت.به گزارش خبرنگار مهر، آیت الله علی اکبر مسعودی خمینی که چهار شنبه شب در دوازدهمین همایش اساتید تفسیر قرآن کریم سخن می گفت، اظهار داشت: تبیین شخصیت علامه طباطبایی کار بسیار سختی است، چون ایشان هم عالم بودند و هم عامل.  
وی با بیان اینکه خاطرات تلخ و شیرین زیادی از علامه طباطبایی در منزلش دارد، گفت: یک روز در خدمت ایشان بودم، فردی به ایشان مراجعه کرد و گفت که فلانی اشتباهات تفسیری که شما نوشته اید را در جزوه ای مطرح کرده است. علامه مقداری فکر کردند و گفتند: بله اشتباه زیاد دارم، چون معصوم نیستم ولی اشتباهی که این آقا می گوید را ندارم. این عضو جامعه مدرسین تاکید کرد: امروز هم برخی ها در گوشه و کنار به ایشان نقد می کنند، ولی نقدی که این افراد بیان می کنند در شأن علامه نیست.  
آیت الله مسعودی خمینی با بیان خاطره دیگری از علامه طباطبایی اظهار داشت: فردی سراغ علامه رفت و از ایشان پرسید که درست است تاکنون هیچ مسئله ای در حکمت، اصول، فقه، فلسفه و... برای شما قابل حل نباشد؟ علامه کمی تامل کرد و مقداری اشک در چشمانش جمع شد و گفتند: بله تا امروز به یاری حق هیچ مسئله ای نبوده که برای من لاینحل باشد. وی ادامه داد: شیخ علی سعادت پرور که از شاگردان اولیه علامه طباطبایی بود، خاطره ای از ایشان نقل کرده و گفت: بعدازظهر عرفات در مکه معظمه، علامه طباطبایی از چادرها دور شد و من دنبالش رفتم. علامه در جایی، سرشان را روی خاک های زمین عرفات گذاشتند و با خودشان حرف می زدند. جلو رفتم دیدم این شعر را می خواند: صبا زلطف بگو آن غزال رعنا را / که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را. علامه وقتی متوجه شد کسی به سمت ایشان می رود از جایشان بلند شدند و به چادر برگشتند ولی جایی که علامه سرشان را گذاشته بودند، به اندازه ۱۵ سانتی متر تر شده و معلوم شده علامه به درگاه الهی گریه کرده و چشم دلش باز شده است.  
شاگرد علامه طباطبایی با بیان اینکه علامه در تمام عمرشان حتی یک دفعه عصبانی نشده اند، تاکید کرد: ایشان وقتی تفسیر می گفتند به گوشه ای نگاه می کردند و بدون اینکه به کسی نگاه کنند، یک ساعت حرف می زدند. من به یکی از مفسران فعلی که شاگرد ایشان بود عرض کردم که انگار علامه مطالب را از جایی می بیند و تفسیر می گوید.
 آیت الله مسعودی خمینی به بیان خاطره ای تلخ از علامه طباطبایی، گفت: منزل ایشان که اکنون دارالقرآن است توسط استاد حسن بنا ساخته شده، و من افتخار داشتم که بعضی از اوقات، خشت منزل را می گذاشتم. علامه وقتی جلوی در رفت و برگشت، می لرزید. گفتم چرا می لرزید؟ ایشان گفتند که هوا سرد است. دلیل روشن نکردن بخاری را پرسیدم، گفتند که نفت ندارند. من به همراه پسر بزرگم عبدالجواد با ماشین رفتیم برای ایشان نفت آوردیم. وقتی نفت را در بخاری ریختیم و آن را روشن کردیم، مقداری که اتاق گرم شد، علامه گریه می کرد و دعایی به بنده فرمود که تا ابد خوشحال هستم. ایشان فرمود امیدواریم خدای متعال به شما توفیق دهد و شما را همیشه گرم نگه دارد، همان گونه که ما را گرم نگه داشتید. وی تاکید کرد: علامه طباطبایی حتی پول برای خرید نفت نداشتند. ایشان این طور زندگی کردند که توانستند چنین تفسیری بنویسند که خیلی ها نمی توانند مثل ایشان بنویسند.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

درباره علامه محمد حسین طباطبایی

علامه طباطبائی، فیلسوف، عارف، مفسر قرآن، فقیه و اسلام شناس قرن بود. مظهر جامعیت، اوج اندیشه، بلندای معرفت، ستیغ صبر و شکیبایی و سینه سینای اسرار اولیای الهی بود. زمین را هرگز قرارگاه خود نپنداشت؛ چشم به صدره المنتهی داشت و سرانجام در بامدادی حرن انگیز چهره از شیفتگان و مریدان خود مستور ساخت و آنان را که از شهد کلام و نسیم نگاه و فیض حضورش سرمست بودند در حسرتی ابدی باقی گذارد.
allameh@allametabatabaei.ir
021-81202451
تهران، بلوار کشاورز، خیابان شهید نادری، نبش حجت دوست، پلاک 12