علامه طباطبایی
سه شنبه - 2018 اکتبر 16 - 6 صفر 1440 - 24 مهر 1397
ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 228735
تاریخ انتشار : 3 دی 1396 14:50
تعداد بازدید : 271

آیت‌الله بروجردی از علامه طباطبایی درخواست کردند که یادداشتی در این زمینه بنویسند و پس از تأیید به کنگره ارسال شود.

یادداشت علامه طباطبایی برای کنگره مبارزه با مشروبات الکی

آیت الله بروجردی از علامه طباطبایی درخواست کردند که یادداشتی در این زمینه بنویسند و پس از تأیید به کنگره ارسال شود. در همان وقت، بحث زیر که به وسیله علامه طباطبائى نوشته شده بود، توسط دکتر چهرازى ترجمه و به کنگره ارسال شد که در یکى از جلسات، براى حضار قرائت شد و مورد توجه عموم قرار گرفت.


در سال 1339 شمسى، کنفرانسى براى مبارزه با مشروبات الکلى در استکهلم سوئد تشکیل شد که از سراسر جهان، نمایندگان مذاهب و ملل، در آن شرکت کردند. پیش از تشکیل جلسات آن کنفرانس، «آرشه تونک» دبیر کل سازمان بین ‏المللى مبارزه با الکل، ضمن مسافرت به ایران در حوزه علمیه قم با مرحوم آیت الله العظمی بروجردى، یگانه مرجع تقلید وقت شیعیان ملاقات و گفت ‏وگو کرد و نظریه ایشان را در این مورد به دست آورد.

آیت الله بروجردی از علامه طباطبایی درخواست کردند که یادداشتی در این زمینه بنویسند و پس از تأیید به کنگره ارسال شود. در همان وقت، بحث زیر که به وسیله علامه طباطبائى نوشته شده بود، توسط دکتر چهرازى ترجمه و به کنگره ارسال شد که در یکى از جلسات، براى حضار قرائت شد و مورد توجه عموم قرار گرفت.

در آن کنگره رسماً اعلام شد: تنها دینى که در جهان به‏ طور صریح مشروبات الکلى را تحریم نموده و با آن به شدت مبارزه کرده، دین اسلام است و روى همین اصل، عوارض این سمّ کشنده در میان پیروان اسلام به چشم نمى ‏خورد.

مقاله علامه که همان وقت در روزنامه «وظیفه» چاپ تهران شماره 157 منتشر شد، از نظر می گذرد:

1. اسلام برخلاف سایر ادیان که تعلیمات آنها بر اساس انزوا و کناره ‏ گیرى از اجتماع بنا شده، مانند نصرانیت و برهمنى و بودائیت و یا تنها به تربیت طایفه و نژاد خاص چشم همت دوخته باشد مانند یهودیت، سازمان تعلیم و تربیت خود را یک سازمان اجتماعى جهانى قرار داده است که سعادت انسانیت را در زمینه مدنیت، که هرگز انسان از وى مستغنى نیست، با ایجاد اتحاد و اتفاق کامل میان افراد، تأمین کند و تشکیل مجتمعى را در نظر گرفته که جزء تشکیل دهنده آن یک انسان خالص متمیز بوده باشد و با سیر تکاملى خود سعادت انسانیّت را صد در صد به دست آورد.

و روى این اصل از براى تشکل جامعه مورد نظر خود انسان فطرى (انسان طبیعى) را در نظر گرفته است؛ یعنى انسانى را که دستگاه آفرینش به وجود آورده و با موهبت عقل سلیم مجهز کرده و با این وسیله از سایر انواع حیوانى تمیز داده و آلایش و پیرایش اوهام و خرافات و سایر افکار پوچ تقلیدى و موروثى را نداشته باشد، و این مطلب از اول تا آخر کتاب ‏الله (قرآن شریف) در نهایت وضوح پیداست.

اسلام تشخیص مى‏ دهد انسانى را که دستگاه آفرینش به وجود آورده و با عقل سلیم مجهز نموده است، با سلامت شعور و ادراک (و فطرت خدادادى خود) درک مى‏ کند که در عین حال او و هر آفریده دیگرى در شاهراه حیات جویاى سعادت و خواهان خوشبختى خود مى ‏باشد؛ و در پیدایش وجود خود و بقاى خود و تأمین سعادت و رفع حوایج خود به هیچ وجه استقلال نداشته و از هر جهت محتاج به کنار از خود مى ‏باشد.

و همچنین هر موجود دیگرى از اجزاى جهان آفرینش، خود خود را به وجود نیاورده و در اداره وجود و بقاى خود استقلال ندارد و مجموعه جهان هستى نیز که همان انسان و سایر پدیده‏هاى جهانى است به یک نقطه ‏اى مافوق طبیعت بستگى داشته و با یک اراده شکست‏ ناپذیر غیبى طبق قوانین عامه علیت و معلولیّت اداره شده و به بقاى وجود خود ادامه مى ‏دهند.

و این درک، انسان را به سوى این نتیجه هدایت مى ‏کند که باید به خداى یگانه‏ (حیات علم و قدرت مافوق طبیعت) سر تسلیم فرود آورده و به سوى مقصدى پیش رود که در ساختمان وجود وى پیش ‏بینى شده و به دست عقل سپرده شده است.

قرآن شریف تصریح مى ‏کند: «دین همان تسلیم به خداى یگانه است»  و تصریح مى ‏کند که دین همانا یک سلسله تعلیماتى است که با آفرینش ویژه انسان وفق داده و تطبیق کرده و خواست ‏هاى وجودى وى را در نهایت تعدیل تأمین نماید: «دین روى آفرینش خدایى استوار است که مردم را طبق آن آفریده و آفرینش خدایى قابل تبدیل و تغییر نیست».

کسى که از این نظر کلى و قطعى اسلام: «بشر باید در حال اجتماعى و اتفاق طورى زندگى کند که با آفرینش انسانى تطبیق نماید». اطلاع به هم رسانیده و کمى تأمل نماید، حدس خواهد زد که اسلام در جریان تعلیمات خود حفظ عقل سالم را مهم ‏ترین واجبات دانسته و کمترین اجازه ‏اى از براى تباه کردن وى، حتى یک لحظه، نخواهد داد و همان‏ طور هم هست.

اسلام اداره امور زندگى انفرادى و اجتماعى انسان را به دست عقل سالم سپرده و هیچ‏ گونه اجازه مداخله به عواطف دروغ نمى ‏دهد؛ مگر در حدودى که عقل تجویز نماید. و از این روى از هر چیزى که فعالیت طبیعى این موهبت خدادادى را کم یا زیاد به هم زده و مختل مى‏ کند و تلاش عقل و تدبیر را خنثى مى‏ نماید، با تمام قوا جلوگیرى به عمل مى ‏آورد، چنان که از قمار که روى بخت و شانس استوار است و دروغ و افترا و تزویر و غش در معاملات و هر چه از این قبیل بوده و عقل اجتماعى را مختل ساخته و تدبر و رویه را خنثى مى‏کند، نهى مى ‏نماید.

و از آن جمله است: استعمال مشروبات الکلى که شدیداً در اسلام ممنوع و حتى‏ نسبت به نوشیدن یک قطره از مسکرات هشتاد تازیانه مجازات تعیین شده است.

2. خوردن مشروبات الکلى در میان سایر کارهاى مزاحم عقل و تدبیر تنها عملى است که سر و کارش مستقیماً با عقل و شعور مى ‏باشد و تنها به منظور کشتن تعقل و تقویت عواطف بى ‏سرپرست انجام داده مى ‏شود. و به همین جهت آثار شوم و نتیجه ‏هاى زشت و ناهنجارى که پیوسته از جهت بهداشت و اخلاق و روان و دین در افراد و در جامعه ‏هاى بشرى بسط و توسعه مى ‏دهد، به هیچ وجه قابل انکار نبوده و پوشیده نیست.

فعلًا سالى که از تاریخ انسانیت نمى‏ گذرد که هزارها و هزارها بیمار الکلى به بیمارى ‏هاى گوناگون مرى و معده و ریه و کبد و اعصاب و غیر ذلک، گرفتار نشده و در بیمارستان ‏ها بسترى نشوند.

سالى نمى‏ گذرد که جمعیت انبوهى مجانین الکلى به تیمارستان ‏ها منتقل نشوند.

سالى نمى ‏گذرد که میلیون ‏ها اشخاص کنترل اخلاقى خود را از دست ندهند و یا به انحرافات روانى و گرفتارى ‏هاى فکرى مبتلا نشوند.

سالى نمى‏ گذرد که این سم مهلک به صدها میلیون قتل و خودکشى و جنایت و دزدى و خیانت و عرض فروشى و رسوایى و پرده ‏درى و افشاى اسرار و بدگویى و بدزبانى و ایذا و اذیّت هدایت نکند (و یا وقت ‏هاى زیادى، افراد شریف انسان را در حالى که مانند حیوان وحشى پاى‏ بند هیچ قانون و مقرراتى نیستند، اسیر و زندانى نکند).

تعقل پاکى که روزانه به واسطه استعمال صدها میلیون لیتر مشروبات الکلى از دست جامعه انسانى مى ‏رود، ضایعه اسفناک و جبران ‏ناپذیرى است و البته از نظر روانى از جامعه انسانیتى که پیوسته همه یا قسمت اعظم ممیز انسانیت خود را (تعقل صحیح و پاک) از دست مى‏ دهند، نباید امید خیر و انتظار خوشبختى عمومى داشت.

قرآن شریف براى اولین بار که از نوشیدن مى نهى مى‏ کند، به ‏طور اجمال به همه مفاسد فردى و اجتماعى وى اشاره کرده و او را «اثم» نام نهاده: یعنى کار زشتى که‏ دنباله نامطلوب داشته و محرومیت ‏هایى بار مى ‏آورد.

و براى آخرین بار که در نهایت تأکید نهى مى‏ کند، مخصوصاً به دو نوع از مفاسد و مضرّات این عمل اشاره مى‏ کند که رخنه یافتن آنها به جامعه انسانیت، ارکان جامعه بشرى را سست و بالاخره کاخ سعادت عمومى را به ‏طور قطع سرنگون خواهد کرد.

در سوره مائده، آیه 91 مى‏ فرماید: «شراب مسکر در میان شما کینه و دشمنى ایجاد کرده و شما را نسبت به مقدسات قوانین و مقررات، که پاى ‏بندى آنها تنها راه سعادت شماست، بى‏ اعتنا و بى‏ بند و بار مى‏ کند» و بسیار روشن است که تنها همّ تعلیمات اسلامى تشکیل اجتماع صالحى است که الفت و التیام در آن حکومت کند و همه افراد آن خودشان را در پیشگاه خدایى مسئول اجراى قوانین انسانى که ضامن سعادتشان مى ‏باشد بدانند، و در هیچ حال خدا را فراموش نکنند و به مسئولیت خود بى‏ اعتنا نباشد.

این است آنچه اجمالاً در قرآن شریف در مقام قانون ‏گذارى بیان شده است و آنچه از مقام نبوت در این باب نقل شده بیرون از حد بوده و همه مضرات جسمانى و روحانى خمر را تفصیلاً بیان مى ‏نماید.

3. روزى که اسلام مشروبات الکلى را تحریم کرد جهان بشریت به استثناى معدودى از یهود، مبتلاى این سمّ مهلک بوده و در همه مجتمعات مترقى و غیرمترقى آن روز رواج کامل داشته و خوردن مى هیچ ‏گونه ممنوعیت قانونى نداشت. مردم آن روز با همین عقیده و عادت نا مطلوب نسلًا بعد نسل به ‏طور توارث رشد کرده و رگ و ریشه دوانیده بودند.

البته ریشه ‏کن نمودن چنین عادتى از براى اسلام همان اندازه اشکال داشت که از میان بردن عقیده وثنیت مشکل بود؛ اگر مشکل‏ تر نبوده باشد.

و به همین جهت بود که اسلام در اجراى حکم تحریم خمر، راه ارفاق و طریقه تدریج را اختیار نموده و به منظور خود در ظرف چندین سال از دعوت (فاصله نزول آیه اعراف و آیه مائده، جامه عمل پوشانیده. در آیه اعراف سربسته و به نام «اثم» و در سوره بقره آیه 219  نسبتاً صریح ‏تر؛ در آیه مائده صریح نهى نموده است.

و هم ‏چنین در اوایل بعثت به عنوان تحریم ساده و سرانجام تحریم شدید نموده و قرار حدّ (مجازات با تازیانه) صادر کرده است.

4. اسلام در ابتداى کار اگرچه در اجراى حکم تحریم و بیرون کردن هواى مى‏ پرستى از سر مردم، دچار مشکلاتى بود، ولى در عین حال در اجراى این حکم شاق و پذیرش عمومى از وى، موفقیت شگفت ‏آورى پیدا کرده که راستى حیرت ‏انگیز است.

آیه مائده که آخرین آیه ‏اى است که به تحریم خمر مشتمل است، نشان مى‏ دهد که پس از چندین سال که از عمر تحریم مى گذشته هنوز مردم به کلى دست از عادت دیرین خود برنداشته بوده‏ اند؛ ولى چنان که از قراین تاریخى بر مى ‏آید، پس از تحریم قطعى خمر، مردم یک‏ باره هوس باده کشى را از سر بیرون رانده و بى ‏تأمل هر چه خم شراب و صراحى مى بود، در کوچه ‏ها و معابر و سر راه‏ ها شکسته و موجودى محتویات آنها را به زمین ریختند و هرگز اجراى حد براى کسى که در زمان پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله (ما بین تحریم و تعیین حد و رحلت رسول) شراب خورده باشد، نقل نشده؛ با این ‏که اجراى حد از براى قتل و زنا و امثال آن از منهیات، زیاد نقل شده است.

و در مسیر تاریخى سیزده- چهارده قرن که از طلوع و دعوت اسلامى مى‏ گذرد، در میان جامعه اسلامى مى‏ توان گفت: صدها میلیون مسلمان آمده و رفته ‏اند که در عمر قطره ‏اى از این سمّ مهلک نچشیده باشند.

و در ممالک اسلامى که صدها میلیون مسلمان زندگى مى ‏نمایند، به جز شهرهاى بزرگ که از مدنیت! امروزى بى‏ بهره نبوده و این سمّ نیز به همراه مدنیت! در آنها شیوع پیدا کرده، مى‏ توان قطع داشت که میلیون ‏ها مسلمان در عمر خود رنگ شراب ندیده باشند.

در همین ایران خودمان در غیر شهرهاى بزرگ، در دهات و عشایر میلیون ‏ها زن و مرد مى‏ توان یافت که در زندگى خود قطره‏ اى از شراب نچشیده‏ اند، سهل است، حتى تصور باده‏ کشى به مخیله ‏شان نیز خطور نکرده و از شراب مانند پلیدى ‏هاى دیگر، طبعاً متنفر بوده و دورى مى ‏جویند. (بررسی های اسلامی، ج‏2، ص 232)


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

درباره علامه محمد حسین طباطبایی

علامه طباطبائی، فیلسوف، عارف، مفسر قرآن، فقیه و اسلام شناس قرن بود. مظهر جامعیت، اوج اندیشه، بلندای معرفت، ستیغ صبر و شکیبایی و سینه سینای اسرار اولیای الهی بود. زمین را هرگز قرارگاه خود نپنداشت؛ چشم به صدره المنتهی داشت و سرانجام در بامدادی حرن انگیز چهره از شیفتگان و مریدان خود مستور ساخت و آنان را که از شهد کلام و نسیم نگاه و فیض حضورش سرمست بودند در حسرتی ابدی باقی گذارد.
allameh@allametabatabaei.ir
021-81202451
تهران، بلوار کشاورز، خیابان شهید نادری، نبش حجت دوست، پلاک 12