علامه طباطبایی
سه شنبه - 2018 دسامبر 11 - 3 ربيع الثاني 1440 - 20 آذر 1397
ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 240621
تاریخ انتشار : 31 خرداد 1397 16:24
تعداد بازدید : 280

متنی خواندنی برگرفته از کتاب شمس الوحی تبریزی تالیف آیت الله جوادی آملی

عرش و اشك علاّمه

همان‏گونه كه در جهان تكوين، عرش و فرش هست، در هستي انسان نيز عرش و فرش وجود دارد. فرش انسان، طبيعت او و عرش وي، قلب و روح اوست. قلب المؤمن عرش الرحمن. اين عرش، مانند عرش الهي كه بر آب استوار است: (وكانَ عَرشُهُ عَلَي الماء) بايد بر آب استوار باشد؛ آبي كه عرش انسان بر آن استوار است، اشك است.

همان‏گونه كه در جهان تكوين، عرش و فرش هست، در هستي انسان نيز عرش و فرش وجود دارد. فرش انسان، طبيعت او و عرش وي، قلب و روح اوست. قلب المؤمن عرش الرحمن[1] اين عرش، مانند عرش الهي كه بر آب استوار است: (وكانَ عَرشُهُ عَلَي الماء)[2] بايد بر آب استوار باشد؛ آبي كه عرش انسان بر آن استوار است، اشك است.
گفتي آن آب را كه عرش بر اوست  اشك كرّوبيان همي يابم[3]

اشك چشم سبب قرار يافتن عرش و تخت انسانيت مي‏شود و در نتيجه، فرمانروايي عرش بر فرشِ طبيعت ميسّر خواهد شد. انسان براي تحقّق اين فرمانروايي بايد جهاد را سرلوحه كار خود قرار دهد و انسان در جهاد بايد به سلاح مناسبي مجهز باشد. همان‏گونه كه در دعاي كميل عَلَوي بيان شده، گريه سلاحي است كه در جهاد با نفس بايد به كار گرفته شود: و سلاحه البكاء.[4] و با ناله و لابه نعمت «خودستاني» حاصل مي‏شود تا نقمت «خود ستايي» پديد نيايد.
اگر انسان بخواهد در اين جهاد پيروز شود، بايد به سلاح آن نيز مجهّز شود؛ وگرنه ممكن است فاتح نشود، بلكه سقوط كند: (ونُقَلِّبُ اَفِدَتَهُم واَبصرَهُم كَما لَم يُؤمِنوا بِهِ اَوّلَ مَرَّةٍ ونَذَرُهُم في طُغينِهِم يَعمَهون)[5]؛ دلها و ديدگانشان را برمي‏گردانيم و در نتيجه به آيات ما ايمان نمي‏آورند، چنان كه نخستين بار به آن ايمان نياوردند و آنان را رها مي‏كنيم تا در طغيانشان سرگردان بمانند.
از اين رو اگر عرش و تخت، پايگاه نداشته باشد، واژگون مي‏گردد و دلي هم كه برپايه اشك چشم استوار نباشد، واژگون مي‏شود، فيض الهي را دريافت نمي‏كند و در نهايت، سقوط مي‏كند.
علاّمه طباطبايي در دوران زندگي خود با سهرها در سََحَرها انس داشت و در آن لحظات به تهجّد و راز و نياز مي‏پرداخت. البته اشك و آه ايشان منحصر در اين ساعات خاص نبود، به طوري كه هنگام قرائت و تفسير قرآن‏كريم، وقتي به آيات رحمت، غضب، توبه و... مي‏رسيدند، منقلب مي‏شدند. استاد علاّمهِ بر اين پايه بود كه توانست دفاين عقول و علوم خود و ديگران را برانگيزد و خويش را به اوج سپهر برساند. ايشان بر همين اساس و با اشك اسحار و ناله‏هاي خود به طهارتي دست يافت كه محضر ايشان مبارك و تأثيرگذار بود.
حكيم سهروردي، صاحب كتاب عوارف المعارف، تنها درس كسي را مفيد و سودمند مي‏دانست كه محضر و نگاه سازنده داشته باشد: «من لا ينفعك لَحْظُه لا ينفعك لَفْظُه»؛ عالمي كه محضر و نگاهش انسان را عوض نكند، درسش سودمند نيست. آن كه ديدارش مغناطيس نباشد، لفظش هم سودمند نخواهد بود.
چه بسيار كساني كه درس مي‏خوانند و درس مي‏گويند؛ امّا در پايان، عوام مي‏ميرند. آنان نه درسشان مفيد است نه تحصيلشان ثمربخش. قرآن كريم درباره چنين كساني مي‏فرمايد: (ومِنكُم مَن يُرَدُّ اِلي اَرذَلِ العُمُرِ لِكَي لا يَعلَمَ بَعدَ عِلمٍ شيءا)[6]؛ برخي از شما تا دوران فرتوتي بازگردانده مي‏شويد؛ امّا پس از آن همه دانش‏اندوزي و فراگيري علوم، در آن هنگام چيزي نمي‏دانيد. در اين آيه، نكره در سياق نفي به كار رفته است و به لحاظ ادبي، مفيد عموم است؛ يعني پس از آن همه علم و دانش كه جمع‏آورده بوديد، در هنگام پيري هيچ نمي‏دانيد.
اگر علاّمهِ توانست در عالم اسلام منشأ اثر باشد و تفسير قيّم الميزان را به ارمغان آورد و به مدارج عالي عرفاني راه يابد و در اين راه شاگردان بسياري تربيت كند، همگي به يمن اين بود كه در كنار درس و بحث، به معرفت وجود خويش پرداخت و به بركت خضوع و خشوع و خشيت الهي، عرش وجودش را بر كوثر لابه و ناله استوار و آنگاه بر فرش طبيعت غلبه كرد و با جهادي بي‏امان، پيروزي خود را با سلاح اشك به نتيجه رساند.

منبع:
شمس الوحي تبريزي، تالیف جوادی آملی، صفحه 229

پی نوشت ها:

[1] ـ بحار الانوار، ج55، ص39. 
[2] ـ سوره هود، آيه 7. 
[3] ـ ديوان عطار، ص108، شماره 20. شمس الوحي تبريزيصفحه 228
[4] ـ اقبال الاعمال، ص224؛ مفاتيح الجنان، دعاي كميل. 
[5] ـ سوره انعام، آيه 110.
[5] ـ سوره حج، آيه 5.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

درباره علامه محمد حسین طباطبایی

علامه طباطبائی، فیلسوف، عارف، مفسر قرآن، فقیه و اسلام شناس قرن بود. مظهر جامعیت، اوج اندیشه، بلندای معرفت، ستیغ صبر و شکیبایی و سینه سینای اسرار اولیای الهی بود. زمین را هرگز قرارگاه خود نپنداشت؛ چشم به صدره المنتهی داشت و سرانجام در بامدادی حرن انگیز چهره از شیفتگان و مریدان خود مستور ساخت و آنان را که از شهد کلام و نسیم نگاه و فیض حضورش سرمست بودند در حسرتی ابدی باقی گذارد.
allameh@allametabatabaei.ir
021-81202451
تهران، بلوار کشاورز، خیابان شهید نادری، نبش حجت دوست، پلاک 12