علامه طباطبایی
پنج شنبه - 2020 آوريل 09 - 16 شعبان 1441 - 21 فروردين 1399
ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 249713
تاریخ انتشار : 23 آبان 1397 16:14
تعداد بازدید : 1447

متن سخنرانی دکتر پارسانیا در همایش علامه طباطبایی

افق معرفتی علامه طباطبایی

امروزه به «من» و «دیگری» در حوزه علوم انسانی و اجتماعی به عنوان یک مسأله نگریسته می شود و علامه طباطبایی از جمله متفکرانی است که در دو بعد «وجودشناختی» و «معرفت شناختی» به این مسأله پرداخته است. ایشان مسیری که در «برهان صدیقین» پیش می گیرند، ارتباط میان فرهنگی یا به تعبیری «دیگری» را به تأمل می گذارند.

فلسفه اسلامی، مباحث مختلفی در خصوص معنا ارائه کرده است اما در حوزه علوم اجتماعی در خصوص معنا دو رویکرد وجود دارد؛ یک رویکرد، معنا را برساخته می بیند و ذاتی مستقل برای آن قائل نیست که مکاتب مختلفی در ذیل این رویکرد قرار می گیرند؛ اغلب، رویکردهای نوکانتی و فرانکفورتی اینگونه هستند. همچنین، رویکردهای ساختارگرایانه، پساساختارگرانه و پسامدرن نیز در این دسته گنجانده می شوند.

این رویکردها که بیشتر هم فرانسوی هستند، موجب می شوند، معنا همواره در کنش انسانی شکل گیرد و این ما هستیم که با نوع خوانش مان، کنش دیگران و حتی کنش دیروز خود را از افق امروز بازخوانی می کنیم. بر این اساس، در این فضا، مشکل تنها «هویت دیگری» نیست بلکه «هویت خود» نیز هست؛ یعنی، خود انسان در هر خوانش جدید از خود، هویت اش را بازسازی می کند. این رویکرد به «مرگ متن» منجر شده و «مفسر» را محور قرار می دهد. کاملا روشن است، پیامد این رویکرد، در مسأله هویت تنها به دیگری باز نمی گردد، بلکه هویت خود را نیز شامل می شود. در این رویکرد، ما با چیزی تحت عنوان نسبیت فهم و حقیقت مواجه هستیم.

در مقابل، رویکرد دیگری وجود دارد که برای معنا «ذات» قائل است، در کانون این رویکرد، پدیدارشناسان، اعم از هوسرل و شاگردانش قرار می گیرند، این رویکرد بیشتر آلمانی است و ما در ایران، بیشتر با آن مواجه هستیم. شاید یکی از دلایل این مواجهه، ورود هانری کربن به ایران و اثرگذاری افراد دیگری همچون مرحوم فردید باشد.

برخلاف رویکرد نخست، در رویکرد دوم حقیقت، انکشاف یافته و انسان با حقیقت مواجه می شود و مشکل آن، بیشتر وجودشناختی و معرفت شناختی است. واقعیت این است که همواره، به لحاظ وجودی، انسان از یک جایگاه محدودی با حقیقت مواجه می شود، یا «افکنده شده در تاریخ» است یا «فرور فته در سنت»؛ و از یک منظر خاص معنا را می یابد و تعدد نظرگاه ها، آدمیان را با تعدد معانی مواجه می کند. این محدودیت منظر، فهم «دیگری» را مشکل می کند. رسیدن به حقیقت مشترک و امتزاج افق ها، مشکل این رویکرد است و پرسشی جدی است.

مسیری را که علامه طباطبایی از بعد معرفت شناختی در برهان صدیقین طی کرده اند، این است که نخستین معرفت انسان چیستی مرز فلسفه و سفسطه است.

 وقتی معرفت را سوبژکتیو و ذهنی در نظر می گیریم تا زمانی که به حوزه های نوکانتی نرسیم، مشکل ارتباطات میان فرهنگی، خود را نشان نمی دهد. در کانت، چنین مشکلی وجود ندارد، معرفت متعلق به ذهن فاعل شناسا است و همه، جنبه استعلایی داشته و همه، معرفت و حکمت مشترکی دارند. علامه طباطبایی در برهان صدیقین عنوان می کند؛ اینکه واقعیت وجود دارد، یک گزاره سوبژکتیو نیست و ضرورت صدق آن حملی شایع است. آنچنان نیست که ما آن را صرفا به عنوان امری درونی درک کنیم و این مسأله مورد توجه فیلسوفان قبل از ایشان نیز هست. مرز فلسفه و سفسطه از همین جا (اصل واقعیت را پذیرفتن) آغاز می شود.
اما نوآوری و توجه علامه طباطبایی این است که ایشان معتقدند این گزاره ضرورت ازلیه دارد نه ضرورت ذاتیه. در هر صورت و در هر حالتی اصلا امکان تردید در آن در هیچ فرضی از فروض نیست. علامه این استدلال را به عنوان یک مقدمه عنوان می کنند البته این بحث را مجددا ادامه می دهند. بنابراین، نخستین امری را که ما می یابیم یک حقیقت نامحدود و بی نهایت است، به تعبیری، نخستین یافته ما، حق سبحان است.

می کوشم از این مقدمه برای درک انسان ها بهره بگیرم، نخستین حقیقتی که بر انسان منکشف می شود، حقیقتی نامحدود است؛ به تعبیری، موجودات زمانمند و محدود، با نخستین حقیقتی که مواجه می شوند، ماهیتی نامحدود دارد. شناخت این مسأله یک امر استعلایی و سوبژکتیو هم نیست. این امر مشترک، می تواند سوای بین همه انسان ها باشد و فهم مشترکی  است که همه با آن شروع می کنند. اگر این گزاره که ضرورت ازلیه دارد پشتوانه دیگر گزاره هایی که ضرورت ذاتیه دارد، قرار نگیرد، ضرورت ذاتی آنها نیز فرو خواهد ریخت؛ چراکه همه شناخت شان را با اتکاء به این حقیقت آغاز می کنند.

انسان یک موجود تاریخی در سنت گذشته نیست؛ بلکه که در یک افقی قرار دارد که خلافت الهی است. افق معرفتی علامه، چنین معرفتی است و به نظر می رسد این رویکرد می تواند مشکل معرفت را در قدم نخست و فهم «دیگری» را در گام دوم حل کند.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

درباره علامه محمد حسین طباطبایی

علامه طباطبائی، فیلسوف، عارف، مفسر قرآن، فقیه و اسلام شناس قرن بود. مظهر جامعیت، اوج اندیشه، بلندای معرفت، ستیغ صبر و شکیبایی و سینه سینای اسرار اولیای الهی بود. زمین را هرگز قرارگاه خود نپنداشت؛ چشم به صدره المنتهی داشت و سرانجام در بامدادی حرن انگیز چهره از شیفتگان و مریدان خود مستور ساخت و آنان را که از شهد کلام و نسیم نگاه و فیض حضورش سرمست بودند در حسرتی ابدی باقی گذارد.
allameh@allametabatabaei.ir
021-81202451
تهران، بلوار کشاورز، خیابان شهید نادری، نبش حجت دوست، پلاک 12