علامه طباطبایی
چهارشنبه - 2019 اکتبر 16 - 17 صفر 1441 - 24 مهر 1398
ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 253682
تاریخ انتشار : 5 اسفند 1397 11:0
تعداد بازدید : 194

زن در اندیشه علامه طباطبایی

آنچه می خوانید گزارش نشستی است با عنوان «زن در اندیشه علامه طباطبایی» که توسط دانشگاه الزهرا(س) با همکاری دبیرخانه همایش بین المللی اندیشه های علامه طباطبایی برگزار گردیده است.



حجتالاسلام محمدرضا زيبايينژاد رياست مرکز مطالعات زن و خانواده حوزه علميه

الف) درباره علامه و الميزان

اگر علامه طباطبايي(ره) را برجستهترين شخصيت علمي جهان تشيع در قرن بيستم بناميم سخني به گزاف نگفتهايم. برجستگي اين عالم فرزانه مرهون چند ويژگي است؛

اول، روزآمدي: رفتارعلمي علامه در الميزان عکسالعملي حکيمانه در قبال نياز جامعه علمي بوده است. در دهه 1320 که افکار حزب توده از سوي تقي آراني به گفتمان مسلط درجامعه روشنفکري تبديل ميشد، واکنش علامه در تشکيل حلقه مباحثاتي «اصول فلسفه و روش رئاليسم» که منجر به انتشار کتابي به همين نام شد، مجتمع اسلامي را تا حدود زيادي بيمه نمود. اين روزآمدي را در در آثار بعدي اين انديشمند بهويژه در الميزان نيز ميتوان مشاهده کرد.

دوم، جامعيت علمي: کافي است دانشوران تفسير الميزان را پيش روي خود بگشايند تا به دريايي ژرف از دانش وارد شوند. بهويژه در بخشهايي که تحت عنوان «بيان» به مخاطب ارائه ميشود تلاطم علمي علامه را ميتوان مشاهده نمود.

سوم، تفکر اجتماعي: برخي علامه را اولين متفکر اجتماعي مسلمان پس از ابنخلدون ميدانند. انديشة اجتماعي اين متفکر را در تفسير آيه 200 آلعمران و در ضمن آيات متعدد ديگر ميتوان مشاهده نمود.

چهارم، جريانسازي علمي: از توفيقات علامه(ره) آن است که مباحث کليدي خود را در حلقهاي از فضلا و دانشوان به بحث گذاشته و سپس منتشر کرده است. در زمان ما فرزانگان پرشماري از جلمه آيتالله مطهري، آيت‍‍الله جوادي، آيتالله مصباح يزدي که هر کدام نيز اثر يا آثاري در مباحث زنان از خود به يادگار گذاشتهاند، به بهرهگيري از ديدگاه علامه مفتخرند. پرآوازهترين اثر 50 سال اخير درمباحث زنان نظام حقوق زن در اسلام است که ميتوان آن را به گونهاي بازسازي ديدگاه علامه در تفسير الميزان دانست.

گرچه جامعه علمي شيعه همواره از سوي مخالفان متهم به نداشتن آثاري در خورد در قرآنپژوهي و تفسير بوده است اما به جرأت ميتوان گفت که دو تفسير مجمعالبيان (اثر ثقهالاسلام طبرسي) و الميزان في تفسير القرآن از بهترين تفاسير اسلامي در طول اعصار بوده است. روش علامه گرچه تفسير قرآن به قرآن است اما هيچگاه خود را بينياز از مراجعه به روايات نميداند تا آنجا که مخاطب احساس ميکند علامه بدون توجه به متون رواييبه فهم قرآن نميپردازد.


ب) مباحث زنان در الميزان

مباحث علامه طباطبايي درباره شخصيت، جايگاه اجتماعي و حقوق و مسئوليتهاي زن را در ذيل آيات مختلف ميتوان پيگرفت اما مهمترين مباحث را در ذيل آيه 228 سوره بقره، آيه 2 و 34 سوره نساء و آيه 18 زخرف مشاهده ميکنيم. برخي مباحث نيز در ذيل آيات ارث، آيات ازدواج و آيات طلاق بيان شدهآند. حجم مباحث مطرحشده الميزان درباره زن و خانواده به حدي است که توضيحات بياني الميزا در اينباره که در قالب کتابي مستقل به نام «زن در قرآن» منتشر شده به 650 صفحه بالغ ميشود. در عين حال مراجعه به کتاب زن در قرآن به دو دليل پژوهشگر را از مراجعه به متن عربي الميزان بينياز نميکند: اول، به دليل آن که زن در قرآن صرفا مباحثي را آورده که تحت عنوان «بيان» در الميزان آمده است و مباحث مطرح شده در توضيح آيات به اين کتاب منتل نشده است. دوم به دليل نارسايي در برخي عبارات ترجمه شده.

براي فهم دقيق ديدگاه علامه لازم است مباني ايشان را شناخت. منظور از مباني، مباحثي غير جنسيتي است که پيشفرض فهم يا قبول مباحث ايشان درباره زنان است.

برخي از اين مباني عبارتند از:

1. هدفمندي و حکيمانه بودن خلقت

2. هماهنگي تکوين و تشريع و يا به عبارت ديگر هماهنگي حقوق زن و مرد با فطرت آنان

3. نظاممندي حقوق و ضرورت فهم نظاممند (و شبکهاي) حقوق زن و مرد

4. پرهيز از حقوق زدگي و ضرورت پيوند ميان حقوق و اخلاق (بهويژه در روابط خانوادگي)

5. عدالت به معناي رعايت تناسب ميان تکوين و تشريع، ميان جايگاهها، کارکردها و حقوق

6. ضرورت اتخاذ نظام تربيتي مناسب با اهداف دين

7. اختيار ويژه حاکم اسلامي در حوزه مباحات

بر اساس اين مباني است که علامه(ره) مباحث جنسيتي مورد نظر را صورتبندي ميکند. در اين صوربندي ميتوان اصول ديدگاههاي ايشان را درباره شخصيت و حقوق زن چنين برشمرد:

1. برابري انساني و ارزشي زن و مرد

2. مکمليت زن و مرد

3. تمايزات تکويني در جسم و روح

4. تمايزات کارکردي (تمايز در جايگاه و نقش)

5. تمايزات عادلانه در حقوق و مسئوليتها

6. ابتناي ساختار خانواده و نظام حقوقي زن و مرد بر فطرت

7. ضرورت حاکميت فضاي اخلاقي بر روابط خانوادگي

8. تعلق ويژه زن به خانواده

علامه(ره) بر اين باور است که منشأ اصلي فرودستي زنان «ظلم» مردان به آنها بوده است. در اينجا آيتالله مطهري بر استاد خويش خرده ميگيرد و اين ديدگاه را تقويت ميکند که علت اصلي فرودستي زنان جهالت است نه ظلم. نتيجه اين اختلاف ديدگاه در برنامههاي اصلاحي ديده ميشود به نظر مطهري(ره) راه از ميان برداشتن فرودستي زنان، انقلاب سفيد (رفع جهالت يا اصلاح نظام تربيتي) است نه انقلاب سرخ و محال است که بتوان زن و مرد را به مثابه دو طبقه در مقابل يکديگر صفبندي نمود.

علامه در پاسخ به اين پرسش که چرا موقعيت زنان در جهان اسلام نامطلوبتر از بسياري از جوامع ديگر از جمله جوامع غربي است، بيکفايتي حاکمان و تربيت غلط را عامل اصلي اين وضعيت اسفبار ميشمارد. از نگاه وي حاکم اسلامي در محدوده مباحات، در صورتي که مصلحت اقتضا کند، قوانين الزامآور وضع کند، بدون آن که ادعاي تشريع نمايد.

پژوهشگراني که در موضوع زن در انديشه متفکران شيعه مطالعه ميکنند بايد نقاط متمايز ديدگاه علامه، استاد مطهري، آيتالله جوادي، و آيت الله مصباح را مورد توجه قرار دهند و از ارجاع سخنان آنان به يکديگر، بدون مطالعه کافي اجتناب نمايند.


خلاصه سخنراني خانم دکتر سهيلا جلالي کندري (عضو هيئت علمي گروه علوم و قرآن و حديث دانشاگه الزهرا(س)) با عنوان «حقوق و تکاليف زن در ازدواج از نگاه علامه طباطبايي (ره)

هر يک از زن و شوهر که رکن اصلي خانواده هستند، از حقوقي برخوردارند و نسبت به يکديگر تکاليفي دارند.

قرآن کريم حقوق و وظايف هر يک از اين دو را تبيين کرده است. برخي از اين حقوق مشترکند. معاشرت به معروف مهمترين حق مشترک زوجين است. علامه محدوده معروف را عرف معمول بين مردم دانسته و آن را متضمن هدايت عقل، حکم شرع و آداب حسنه ميشمرد (الميزان، 232، 2) و با توجه به آيات متعدد تأکيد ميکند نحوه تعامل شوهر با همسر خويش بايد بر اساس عرف پسنديده بين مسلمانان باشد (همان، 4، 255) و حتي در طلاق نيز بايد اين کار به گونهاي پسنديده صورت پذيرد و تنها نبايد به ظاهر احکام ديني عمل کرد و روح آن را ناديده گرفت. (همان، 2، 235)

دريافت مهر (نسا: 4، 20) و نفقه (نسا: 34 و بقره: 233) از حقوق خاص زنان در زندگي مشترک است. علامه تصريح ميکند زن و شوهر با پيوند ازدواج، شخصي واحد شدهاند و ضرر زدن به ديگري در واقع ضرر و ظلم به خود است (الميزان، 4، 258)، لذا مردان بايد مهر با عنوان عطيهاي به زنان پرداخت کنند و حتي در طلاق نيز از بازپس گرفتن آن بدون رضايت همسر خودداري ورزند (همان). مردان بايد در پرداخت نفقه زن، مطابق وسع خويش اقدام کنند و حوائج وي را برطرف سازند (همان، 241، ص). علامه طباطبايي بر اساس آيه 34 سوره نساء، قيومت مردان بر زنان را عام و منحصر به همسر خويش نميداند، البته آن را به جهات عمومي مرتبطبه زندگي اجتماعي نظير قضا محدود ميسازد (همان، 4، 343) وي معتقد است ادامه آيه به عنوان فرعي از اين حکم مطلق، به زندگي زناشويي اختصاص دارد و تکليف زن در قبال شوهر خويش را که از نظر وي اطاعت از او است، تبيين ميکند. اما ايشان تأکيد ميکند قيمومت مرد بر همسرش به معناي سلب آزادي از اراده زن نيست، بلکه تنها به استماع از او منحصر است (همان، 4، 344). به علاوه زن بايد در غياب شوهر، ناموس خود را از غير حفظ کند (همان)


خلاصه سخنراني خانم دکتر فتحيه فتاحيزاده عضو هيأت علمي گروه علوم و قرآن و حديث «دانشگاه الزهرا(س)

بررسي و نقد نوانديشي افراطي به مسائل زنان با تأکيد بر انديشه‍‍هاي علامه طباطبايي(ره)

در نگرش نوانديشي افراطي تساوي به معناي برابري زن و مرد مطرح است. از جمله پايههاي فکري اين تفکر روش تجربي و امپريستي است. براي شناخت دين لازم است از طريق تجربه و بر اساس اوصاف بشري ورود کرد.

مسائل ماورايي و متافيزيکي در فهم دين مغفول مانده و احيانا انکار شده است. علامه طباطبايي متاله بزرگ با طرح مباحث متافيزيکي متعتقد است دين را بدون پيوند با عالم ماورا نميتوان به طور جامع درک نمود.

تاريخمندي متون ديني و وابستگي نص با واقع رابطهاي ديالکتيکي است. با اين تفسير که معناي متون ثابت نيست و همراه با فرهنگ در حال رشد است لذا دلالت نصوص از حقيقت به مجاز درحال تغيير است.

اما در انديشه علامه قرآن با لحاظ واقعيتهاي موجود به اصلاح آداب و عادات عرب پرداخته و شرايط مخاطبان را در نظر داشته است. در اين صورت ديگر قرآن تأييد کننده عناصر منفي يا لغزشهاي حاکم به فرهنگ جامعه نخواهد بود.

تساوي زن و مرد را به آيات تساوي در خلقت مستند کرده و تفاوتهاي حقوقي زن و مرد را مربوط به دلالت تاريخي اجتماعي ميداند در حالي که تفاوتهاي تشريعي زن و مرد بنا به نظر علامه ريشه در تکوين دارد.

در تفکر نوانديشي دلالت فحوا که همان استنباط مفسر است بر اساس شرايط اجتماعي تغيير ميکند اين امر متغير زمينه تفسيرهاي متغير را فراهم ميکند. قرائتپذيري دين ثبات احکام و قوانين را متزلزل ميکند و در نهايت ديني پويا بدون پايايي و جاودانگي بر جا ميگذارد. اما در انديشه علامه پويايي دو عنصر لاينفک بوده و نميتوان يکي را بدون ديگري پذيرفت.

 



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

درباره علامه محمد حسین طباطبایی

علامه طباطبائی، فیلسوف، عارف، مفسر قرآن، فقیه و اسلام شناس قرن بود. مظهر جامعیت، اوج اندیشه، بلندای معرفت، ستیغ صبر و شکیبایی و سینه سینای اسرار اولیای الهی بود. زمین را هرگز قرارگاه خود نپنداشت؛ چشم به صدره المنتهی داشت و سرانجام در بامدادی حرن انگیز چهره از شیفتگان و مریدان خود مستور ساخت و آنان را که از شهد کلام و نسیم نگاه و فیض حضورش سرمست بودند در حسرتی ابدی باقی گذارد.
allameh@allametabatabaei.ir
021-81202451
تهران، بلوار کشاورز، خیابان شهید نادری، نبش حجت دوست، پلاک 12